ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

دیگه باید رفت...

1390/4/16 13:07
نویسنده : ندا
225 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم

می دونی چیه؟ بابا محسن و خانواده م خیلی اصرار دارن که دیگه برم خونه ی بابایی اینا. آخه اونجا  دوروبرم شلوغه و اینکه به بیمارستان نزدیکتره و از طرفی بیشتر می تونم استراحت کنم. پسرم اصلا دلم نمیاد دل بکنم... خصوصا خیلی زیاد دلم برای باباتو و خونمون و اتاق نازت تنگ می شه. ولی وقتی خونه ی بابایی اینا هستم پاهام کمتر پف می کنن و بیشتر بهم می رسن و از طرفی بابا محسن خیلی خیالش راحت تره که تنها نیستم. باورت نمی شه خیلی برام سخته. امروز می خوام ساکم و ببندم و برم. بابا محسن میاد خونه ی مامانی اینا ولی خب کمتر همدیگر و می بینیم. آخه این روزهای آخر حس می کنم بیشتر بهش احتیاج دارم. همش فکر این می شم که شام و ناهار چی می خوره؟؟؟ بهم می گه نگران نباش تازشم میام تندتند بهت سر می زنم، ولی خب کارش یه جوریه که گاهی نمی تونه. امروز امتحانات خاله مریم هم تموم می شه و دیگه برای اتاقت می شینه کلی نقاشی می کشه. آخه خاله مریم خیلی نقاشی هاش قشنگه. 

البته سعی می کنم توی این مدت یه چندباری بیام به خونه سر بزنم. برام دعا کن پسر عزیزم... دوست جونام شما هم برام دعا کنید... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامان فرشته
16 تیر 90 14:19
سلام عزیز دلم خوبی ؟
وای درکت می کنم
منم با اینکه آشپزی برام خیلی سخت شده اما ترجیح می دم خونه خودم باشم چون خیلی راحتترم
ان شاا... که این چند هفته باقی مونده به سلامتی طی بشه نازنینم
راستی چرا عکس سیسمونی نگذاشتی ؟
هدیه های این عزیز خاله هم مبارکش باشه
بوسسسسسسسس


سلام، مرسی گلم، امیدوارم تو هم موفق باشی
مامان پارسا
16 تیر 90 14:42
ایشالا که با یه نی نی تو پول مپل و سالم و پر از انرژی بر میگردی خانومی


ایشاالله، دعا یادتون نره
مامان تربچه
16 تیر 90 16:39
سلام ندا جون
برو به سلامت
اما ما رو فراموش نکن
از اونجا به ما سر بزن



سلام،چشم حتما
خواهر منا
16 تیر 90 18:15
سلام به ندای گلم
ایشاالله این روزها به بهترین شکل سپری می شه و وقتی فارغ میشی یاد این روزها تو دلت یه شیرینی ای رو به ارمغان داره...
زیاد به خودت نگرانی راه نده عزیزم
آقا محسن هم که خوب از شرایطت آگاهه و دوست داره که هم خودت هم کوچولوی توراهیتون به سلامتی این دوران رو پاس کنین
پس عزیز دلم خیالت راحت باشه
تازه اگه پیش ما باشی زمان راحت تر میگذره و زیاد هم فکر و خیال نمی کنی.
مراقب خودت باش نازنینم
دوستتون دارم
به امید دیدار


خاله ای کلی فهمیده شدیا

مامی مائده
16 تیر 90 19:32
ایشالا این روزای اخرم به خوبی و خوشی سپری میکنی و با پسر گلت برمیگردی خونه


فدات شم
مامان سید ابوالفضل
16 تیر 90 22:06
مواظب خودت و نی نیمون باش عزیزم:


چشممممممممممممم
مامان ماهان
17 تیر 90 13:25
سلام گلم برو به سلامت مواظب خودت و نی نی نازمون باش


فدای تو
خاله مرررررررررررریــــــــــــــــــــــــــم
17 تیر 90 14:03
سلام
ندا جونم انشالله که کلی نقاشی های قشنگ و رنگورنگ برای ابوالفضل کوچولو می کشیم
دوستت دارم
وقتی میای خونمون واقعا دلمون خیلی شاد میشه
مراقب خودت باش
خدانگهدارت


سلام خاله جون مرسی خاله
عکاس کوچولو
21 تیر 90 17:09
سلام با يک عالمه شيريني خوشمزه منتظرتونم نظر يادتون نره